گوزوم گوردو کونلوم سنه وورولدواثباتی قلبیمین یاراسیندادی
سئومک کی عادت دیر بیزیم زاماندابس منیم گناهیم هاراسیندادی??سئومیه بیلرمی بلبل چمنی?لاله نی ،نر گسی،گل یاسمنینه اوچون گناه کار بیلیرسن منی?گناه گوزلرینین قاراسیندادیعاشیقم آی ظالم گل منی دیندیربو سینیق قلبیمی گولدور سئویندیرایسته سن الوولاد ،ایسته سن سوندورقلبیم اودلا سویون آراسین دادیآنادیلی کانالیندابیزه قوشولون @turkanadili❣
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
موردو چایی ( رودخانه مردق )
سپید و سیاه
«تراژدی تلخِ تکاندهندهترین عکس تاریخ که برای عکاس شهرت جهانی آورد؛
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ | 8 AM
«تراژدی تلخِ تکاندهندهترین عکس تاریخ که برای عکاس شهرت جهانی آورد؛ اما تصویری که پشت لنز دوربینش دید، تا پایان کار عمر رهایش نکرد.»در دهه ۱۹۹۰، عکس معروف کوین کارتر از کودکی گرسنه در سودان، جهان را تکان داد؛ کودکی که در نزدیکی یک کرکس، خودش را به سمت مرکز توزیع غذا میکشید.این عکس در سال ۱۹۹۳، در جر
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
موردو چایی ( رودخانه مردق )
سپید و سیاه
آنا وطن نه گوزلدیر ائللرین
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ | 6 PM
آنا وطن نه گوزلدیر ائللرینگوز اوخشییر کونول آچیر گؤللرینالوان گئیب آچیلیبدیر گوللرینچیچکلرین سینن اوسته قشنگدیرلاله داغدا,ریحان دوزده قشنگ دیریاز دومانی دره لرده سؤرونوراوجا داغلار آل شفقه بورونورهارا باخسان شادلیق سئوینج گؤرونورائللر گولور,گولوش اؤزده قشنگدیرجوشقون چایلار نغمه دئین دیلیمدیرشلاله لر آغ دوواقلی گلیندیرآغ گؤنلویم,آذربایجان ائلی
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
وقتی جوانی میگذرد... ( مخصوص سن بازنشسته ها)✍وقتی جوانی میگذرد، تازه میفهمی خدا چه موجود پیچیدهای به نام «آدمِ مسن» خلق کرده است؛موجودی که دنبال عینکش میگردد، در حالی که عینکش روی سرش هست؛دنبال موبایلش میگردد، در حالی که با همان موبایل چراغقوه را روشن کرده تا پیدایش کند!یک روز هم وارد آشپزخانه میشود، پنج دقیقه به یخچال زل میزند، بعد با وقار برمیگردد بیرون... چون کلاً یادش رفته برای چه آمده استدیگر نمیخواهی دنیا را عوض کنی؛ چون فهمیدهای دنیا اصلاً قصد همکاری ندارد! حالا فقط دعا میک
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
موردو چایی ( رودخانه مردق )
سپید و سیاه
بلوغ عاطفي
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ | 11 AM
خزان گر باغ و بُستان را بِسوزدبِخَنداند جهان را نو بهارمجهان گوید که بازآ ای بهارانکه از ظلم خزان صد داغ دارمبِگردان ساقیا جام خزانيکه از عشقِ بهار اندر خُمارممولاناهر طلوع فرصتي است براي بيرون آمدن از تاريكي هرروز هديه ايست براي آغازي دو باره اميد وار باشيد كه در روز جاری آغاز. بهترينهاباشدراستي هيج توجه كرده ايد زمان چه تند و شتابان ميگذرد با چشم برهم
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
موردو چایی ( رودخانه مردق )
سپید و سیاه
چـاراسیـز دردلـره مـرحـم تاپدیلار
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ | 5 PM
@ghozaltabrizimچـاراسیـز دردلـره مـرحـم تاپدیلاریاراسی آغری دان تالان من اولدومسئودیلـر هـر کسـی باشا چکدیلرکیمسه سیز اودلارا قالان من اولدومنامرد عومور سوردو شن باشا چیخدیقازدیم سـو یئرینه باخت داشا چیخدیاو قدیـر آغـلادیـم گـٶز یاشا چیخدیآرزوسو سئوگیسی یالان من اولدومالیمده لعل زریم قویدو اوز داشاکـٶنـز طالـعیمیـن الینـدن هاشاتـا
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
_هر چه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرامتر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید._مهم نیست که با شما مودبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مودبانهی شما، باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.
_هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش میشوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نکنید. تماشای ماهیها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش میکند، زیرا ماهیها آرام شنا میکنند و آرام تنفس میکنند._وقتی احساس میکنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مأمور بررسي مسئله كرد.مهندس خبره شركت، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت.آن دو به اتفاق به بستنیفروشرسانیی رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني، همانطور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راهحل، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد.يك شب نوبت بستني شكل
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی
موردو چایی ( رودخانه مردق )
سپید و سیاه
شهادت پیرزن در دادگاه
سهند اولادی ( فرزند دیار سهند) | یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ | 9 PM
شهادت پیرزن در دادگاهپیرزنی را برای ادای شهادت دعوت کرده بودندنماینده دادستان رو به پیرزن شاهد کرد و گفت : شما می دانید من کی هستم ؟پیره زن فرمود : بله پسرم شما فرزند عمه نرگس سبزی ارائه هستی مادرت به قلندر محله معروف بود...از بس سلیته بود شما هم در کودکی هار بودی ، آفتابه های مسی را از مستراحهای مردم می دزدیدی و به مسگرها می فروختی....نماینده د
برچسب:
نویسنده: آرین رفیعی